تحولات اخیر منطقه نشان میدهد جنگ ایران و آمریکا، صرفنظر از نتایج میدانی یا دیپلماتیک آن، یک پیام روشن برای کشورهای خلیج فارس داشته است؛ اتکای مطلق به چتر امنیتی واشنگتن دیگر تضمینکننده ثبات نیست. تصمیم دونالد ترامپ برای تمدید آتشبس با ایران به درخواست پاکستان، در ظاهر گامی برای مهار تنش بود، اما در لایههای عمیقتر، نشانهای از آغاز نظم امنیتی تازهای در غرب آسیا به شمار میرود؛ نظمی که بازیگران منطقهای میکوشند آن را بدون محوریت آمریکا طراحی کنند.
در دهههای گذشته، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس امنیت خود را تا حد زیادی به حضور نظامی آمریکا گره زده بودند. پایگاههای متعدد ایالات متحده در قطر، بحرین، کویت، عربستان و امارات، نماد این وابستگی بود. اما حملات متقابل اخیر و آسیبپذیری همین پایگاهها، این پرسش را در پایتختهای عربی ایجاد کرده که آیا حضور آمریکا عامل بازدارندگی است یا خود به تهدیدی برای امنیت میزبانان تبدیل شده است.
در چنین فضایی، پاکستان تلاش کرده نقش تازهای برای خود تعریف کند. اسلامآباد با میانجیگری میان تهران و واشنگتن و همزمان گسترش همکاریهای دفاعی با عربستان و قطر، میکوشد خود را به عنوان ضامن امنیتی جدید خلیج فارس مطرح کند. استقرار نیروها و جنگندههای پاکستانی در عربستان نیز از همین چارچوب قابل ارزیابی است. پاکستان علاوه بر ظرفیت نظامی، مزیتی سیاسی نیز دارد؛ این کشور هم با ایران روابط قابل مدیریت دارد و هم با بلوک عربی و آمریکا در ارتباط است.
ترکیه نیز دیگر بازیگری است که در این بازآرایی نقشآفرینی میکند. آنکارا مدتهاست ایده «امنیت منطقهای بدون مداخله خارجی» را تبلیغ میکند و اکنون شرایط برای طرح چنین ابتکاری مناسبتر از گذشته شده است. همکاری نظامی ترکیه و پاکستان، از صنایع دفاعی تا آموزش و پهپاد، میتواند هسته اولیه یک محور امنیتی جدید باشد.
با این حال، مسیر شکلگیری چنین ساختاری هموار نیست. نخست آنکه رقابتهای سنتی میان قدرتهای منطقهای همچنان پابرجاست؛ روابط ایران و ترکیه، اختلافات مصر و برخی کشورهای عربی، و تردید امارات نسبت به هر نظم جدید، از جمله موانع جدی محسوب میشوند. دوم آنکه آمریکا بعید است بهسادگی از نفوذ راهبردی خود در منطقه عقبنشینی کند. حضور حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در پایگاههای مختلف خلیج فارس نشان میدهد واشنگتن هنوز ابزارهای مهمی برای حفظ موازنه در اختیار دارد.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز از هرگونه کاهش حضور آمریکا در منطقه متضرر خواهد شد؛ زیرا بخش مهمی از پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی خود را از شبکه پایگاههای آمریکا دریافت میکند. به همین دلیل، احتمالاً تلآویو و متحدانش با هر طرحی که به تضعیف معماری امنیتی فعلی منجر شود، مخالفت خواهند کرد.
در مجموع، منطقه خلیج فارس در آستانه دورهای تازه قرار گرفته است. اگرچه هنوز نمیتوان از پایان کامل عصر چتر امنیتی آمریکا سخن گفت، اما تردیدی نیست که انحصار واشنگتن در حال فرسایش است. اکنون بازیگران منطقهای، از پاکستان و ترکیه گرفته تا عربستان و حتی ایران، در حال آزمودن گزینههایی هستند که امنیت را از بیرون به درون منتقل کند. موفقیت یا شکست این روند، آینده ژئوپلیتیک غرب آسیا را برای سالهای آینده تعیین خواهد کرد.





نظر شما